تبليغاتX
عشق و ئه وین







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





دمتون گرم عاشق

دختر عکس

گاهی اوقات میگم خوش به حال دوتای تو عکس کنار هم هستند منم برم بمیرم بهتره

دوست دارم هنوز در عشقت دارم میسوزم تورو خدا خاموشم کن کجا رفتی ..... منو تنها گذاشتی دوست دارم ..... ای بهترین فرشته قلبم

 

 


[+] نوشته شده توسط آندره هاکوپیان در | |







سوختن

 

 

عاشقانه
  •  

    شمع ميسوزد و پروانه به دورش / من که پروانه ندارم چه کنم

    سوختن؟ رسم عاشقی اين نيست که تک و تنها بسوزی و ديگر نمانی، ... کاش می دانستيم که زودتر از ما، عشق ماست که برای دوری ما می سوزد و می سازد... کاش می فهميديم که قدر بودن، قدر عاشقی، قدر عشق چيست و چقدر است، کاش بيراه نمی رفتيم و می مانديم چون روز اول، عاشق، عاشق، ...

    بازی با کلمات قشنگ است، بازيگری حرفه ای می خواهد، اما، قسم ، که حقيقت عشق، وجود هرگونه بازی و بازيسازی را بی نياز از دروغ و نيرنگ می سازد...

    نمی دانم! بلد نيستم! من نمی دانم دل سوختن برای چيست؟ مرا سوختنی نباشد جز برای عشقم، برای او، برای بودن با او و دور ماندن از او، می سوزم، آری، اما نه به درد اين بازيگر قهار و خوشرنگ زندگی، نه به سختی و دل تنگی نمادين اين دنيای پوشالي...

    آری می سوزم، از درد دور بودن و عاشقی، از غم اشک و سردی، می سوزم، اما نمی دانم چرا؟ ... خودی برايم ديگر نمانده است، نمی خواهم، خودی را که ز عشقم دور می سازد نمی خواهم، می سوزانمش، آری، می سوزانمش هر دل و هر نگاهی که مرا دور سازد از عشقم،

    و می بوسم، می بويم، می جويم دلی را، دستی را، سخنی را، نگاهی را، هر نسيم و بادی را که وجودم را به او و عشقم نزديک سازد،

    من بنده عشقم، بنده عاشقی...

     

     

    *************************************************************

    بنام خداوند عشق

    بنام خداوند عشق

    چند خطي باز براي اينكه بداني هنوز هم به يادت هستم...
    بيا اي روياي قشنگ، بيا تا به همه نشان بدهيم كه رويا را فقط در عالم خواب نميشود زيارت كرد، بيا تا به همه ثابت كنيم كه ميتوان به روياها هر چقدر هم دور، دست يافت... بيا تا دست در دست هم فرياد بزنيم كه عاشق هستيم و عشق زيباست و عشق هنوز هم وجود دارد... ميخواهم رازي را با تو در ميان بگزارم:هيچ ميدانستي اي نازنين من كه من قبل از تو عاشق باران بودم؟ و هيچ خبر داري كه وقتي عاشق تو شدم باران هم زيباتر شد؟؟ وقتي آسمان ناگهان خشمگين ميشود و صورت مهربانش سياه ميگردد و ناگهان بغضي كه روزهايي بسيار تحمل كرده، ميشكند، من هم بيرون ميروم و آسمان به ديدن من ميايد و دستهايم را در دستهايش ميگيرد و ميگويد كه باز هم خبري براي من دارد. و من گوش ميكنم، ساكت و بي صدا... و او همچنان درددل ميكند و ناگهان غرشي ميكند و به يادم مياندازد كه
    ”اي ديوانه تو هم خود عاشقي پس چرا برايت تعريف كنم؟ تو خوب ميفهمي چه ميكشم...“ آنگاه است كه من هم بي امان گريه را سر ميدهم و با تكان دادن سر زمزمه ميكنم:”ميفهمم، ميفهمم...“ و همچنان من و آسمان در آغوش هم ميگرييم... و آسمان بار ديگر باز بانگ بلند ميكند كه:” بيا به من قول بده كه وقتي به دلداده و شيفته ات رسيدي، مرا فراموش نكني...“ و من قول دادم... شاهزاده من بدان كه هر بار آسمان غمي داشت و به گريه افتاد من هم گريه خواهم كرد... ولي بدان كه گريه من ديگر از روي غم نخواهد بود بلكه گريه شادي خواهد بود كه من به عشق زندگي خود رسيده ام و من خوشبخت هستم ولي حيف كه آسمان هنوز هم تنهاست...
    اي عشق من، اين بود راز من بود... مرا همچنان دوست بدار، چرا كه من هميشه دوستت

     


    [+] نوشته شده توسط آندره هاکوپیان در | |







    بوسه چیست

    عکس زیبا

     

    بوسه يعني خلسه در اعماق شب

                         بوسه يعني مستي از مشروب عشق
                         بوسه يعني آتش و گرماي تب

    بوسه يعني لذت از دلدادگي
    لذت از شب، لذت از ديوانگي

                            بوسه يعني حس طعم خوب عشق
                            طعم شيريني به رنگ سادگي

    بوسه آغازي براي ما شدن
    لحظه ايي با دلبري تنها شدن

                                          بوسه سر فصل كتاب عاشقي
                                          بوسه رمز وارد دلها شدن

    بوسه آتش مي زند بر جسم و حان
    بوسه يعني عشق من ، با من بمان

               شرم در دلدادگي بي معني است
            بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان

    طعم شيرين عسل از بوسه است
    پاسخ هر بوسه ايي بوسه است

                          بهترين هديه پس از يك انتظار
                          بشنويد از من فقط يك بوسه است

    بوسه را تكرار مي بايد كرد
    بوسه يعني عشق وآوازوسرود

                              بوسه يعني وصل جانها از دو لب
        
                          بوسه يعني پر زدن، يعني صعود

    شادمان بهرام نژاد


    [+] نوشته شده توسط آندره هاکوپیان در | |







    سلام مردمی که دلتون عاشقه

    آخرين روز زندگي من


    اگر يک روز به آخر زندگي ات مانده باشد چه مي کني ؟ هوم ؟

    من لم مي دهم روي کاناپه , يکي از سيگارهاي نفرتي را روشن مي کنم و آن را

    به همان شکلي که مي خواهم بين انگشتانم مي گيرم هميشه از سيگار متنفر

    بودم اما ژستش را دوست داشتم .. مي ترسيدم به دهانم مزه کند , اما آخرين

    روز زندگي که ديگر اهميت ندارد

    تمايلي ندارم به خاطر گناهانم توبه کنم .. نه اينکه مغرور باشم .. نه ! , فقط حس

    مي کنم خيلي لوس مي شود اگر آخرين لحظات عمرم از ترس مجازات دست به

    دامن خدا شوم که من را ببخشد

    تمام يادداشت هايم را از بين مي بردم .. همين طور عکس هايي که در آن خوب

    نيفتاده بودم
    *****
    ***
    **
    *

    اگه بپرسی

    به چه عشق می ورزی؟

    می شنوی : زندگی!

    اگر بپرسی :

    از چه می ترسی؟

    می شنوی : زندگی!

    اگر بپرسی :

    به چه می خندی؟

    می شنوی : زندگی!

    زندگی دیوانه وارترین تجربه یی ست

    که امکانش به ما داده شده!

    فرصتی برای انسان شدن

    و انسان ماندن!

    *************

    آخه چطور دلت اومد؟

     تنهام بزاري و بري؟

     آخه مگه حرفي زدم؟

     زخم زبوني من زدم؟

     آره همش بهونه بود

     مساله يار ديگه بود

     دلت هوايي شده بود

     كارم از كار گذشته بود

     برو با يارت عزيزم

     رها كن اين تن منو

    الاهي صد ساله بشه

     عشق قشنگت عزيزم

     اما يه قول بهم بده

    يارت تنها نزاري

     كه مثل من اسير بشه

     آواره از خونه بشه

     منم يه قول بهت ميدم

     يه روز فراموشت كنم قلبم سنگيش بكنم

     عشقت خاكستر كنم

     

    نمیخوام بگم قدر یه دنیا دوست دارم...

    چون دنیا یه روز تموم میشه...

    نمیخوام بگم که مثل گلی...

    چون گل یه روز پژمرده میشه...

    نمیخوام بگم دوست دارم...

    چون اصلا دوست ندارم...

    بلکه من عاشقم...

    چقدر سخته با تو بودن ولی تو رو ندیدن...

     خوش به حالتون

     


    [+] نوشته شده توسط آندره هاکوپیان در | |







    عشق و ئه وین

     

    وقتی که دیگر نبود

    من به بودنش نیازمندشدم

     

    وقتی که دیگر رفت

    من به انتظار آمدنش نشستم

     

    وقتی که دیگر نمی توانست ورا دوست بدارد

    من او را دوست داشتم

     

    وقتی که او تمام کرد

    من شروع کردم...

    وقتی او تمام شد...من آغاز شدم

     

    و چه سخت است تنها متولد شدن

    مثل تنها زندگی کردن است...

    مثل تنها مردن!

     

    ای قلب آشفته؛

    آرام؛آرام؛اآرام!

     این؛تنها قفس سینه نیست که برای تو تنگ است.

     تو؛در سراسر جهانی چنین ستمگر و بی ایمان؛

    احساس فشردگی؛دردمندی؛نفس تنگی و خفگی خواهی کرد.

     در سراسر جهانی اینچنین ستمگر؛

    چنین بی ایمان.

     اما این قفس؛اگر تنگ است و تاریک؛درد آفرین و درد بخش...

     لااقل خانه توست لااقل ملک توست لااقل آشنای توست؛

    رفیق تو؛همسایه ؛هم صدا؛همسفر؛هم سخن؛هم درد و هم آرزو ست.

     اینجا بمان؛بنال؛ بسوز ؛بمیر ای قلب!

    آنچه را که دیگران تجربه کرده اند تجربه مکن

     مگر آنکه خالی خالی خالی باشی...!!!


    [+] نوشته شده توسط آندره هاکوپیان در | |



    کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
    www.j28.biz & www.TakTemp.com